کلیسای وانک. بنای یادبود کشتار ارامنه. عکس های دیگه ای هم از این سوژه گرفتم . که البته با کورل کمی رو این کار کردم. با اینها زمستون رو سر کردم.
*می خوام یه فوتو وبلاگ درست کنم و عکاسی رو کمی بیشتر دنبال کنم. فکر می کنم تو این مدت اینقدر تجربه کسب کردم که کمی جدی تر اقدام کنم. حالا سر اسمش کلی درگیرم. حافظ باز کردم . گفت : در نظر بازی ما بی خبران حیرانند... خیلی وسوسه شدم یه همچین اسمی " در نظر بازی ما" یا " نظر بازی" و ... بگذارم.
"شعله" هم بد نیست. یا "پیمانه ای دوباره..." . یا حتی "روسپی" به خاطر علاقه بیش از حدم به آلبوم روسپی کاوه گلستان. همین جوری هی فکر می کنم. مردد ام. کسی کمکی نمی کنه؟ چند تا اسم بهم پیشنهاد کنید از این خلاء در بیام.....
*این روزها خیلی در حال گذارم! از همه جهت! خیلی به گرایشی که می خوام واسه فوق انتخاب کنم فکر می کنم. و اینکه اصلاْ دنبال فوق برم؟ دارم شعرای نصرت رو می خونم. زیبا هستند. یعنی تلخ....
*زیاد شاد نیستم. تقریباْ اصلن شاد نیستم! یه کم به نظرم مسخر ه است که اول عید الکی ادای ادمای شاد و خوشحال رو در بیارم.... نمی دونم .شاید تغییر کنم. ذهنم خالیه. واسه همین این چیزا رو نوشتم. (و تقریباْ به زور نوشتم. خیلی تابلو شده؟)احساس می کنم باز جدا افتادم....
*بدی رفتن به جلسات شعر اینه که دیگه نمی تونی همین جوری شعر بگی. چون می فهمی شعرت خیلی دیمیه و به قولی اصلن شعر نیست. بنابراین خیلی منطقی به این نتیجه می رسی که بهتره اصلاْ شعر نگی! (هر چند من ادعایی توی شعر ندارم. حتی مرز بین نثر و شعر رو گاهی تشخیص نمی دم! ولی شعر خیلی دوست دارم. شعر رو زندگی می کنم.)
* ایها الناس. میل باکسم باز نمی شه. ۵۶ تا میل نخونده دارم. چه کار کنم؟
سارا جان
اسفند از نیمه گذشت
و درخت خانه زن روسپی
باز پر شکوفه...
یعنی بهار می رسد.
دلت تلاطم نمی خواهد؟
« خودم به خودم »
این هفته دانشگاه گیلان هفته شلوغی داشت. ما داد همه را در آوردیم.
« ما »، منظورم نشریه های دانشگاهه که این هفته 3 تایی با هم چاپخانه و راهرو های دانشکده را قروق کرده بودیم. نگاهی به صفحه اول این 3 نشریه:
« شالیز» نشریه اجتماعی ، فرهنگی ، ادبی دانشجویان دانشگاه گیلان – شماره نهم
شالیز که با هیئت تحریریه ای زنانه و با موضوع « زنان» شروع به کار کرد خیلی زود تبدیل شد به یک نشریه پر محتوا و چند بعدی.
دوست خوبم فاطمه پیغمبرزاده مدیر مسئول این نشریه است و لیلا امیر یگانه ، زهره اسد پور و الهام دانشمندی شورای سردبیری آن را تشکیل می دهند.
در شالیز این شماره می خوانیم:
سرمقاله/ فاطمه پیغمبر زاده
نگاهی به 8 مارس
اس.ام.اس و تخریب زمان/ناصر فکوهی
دیوارها/(مطلبی فوق العاده از زهره اسد پور عزیز)
معرفی کتاب/ تارا توحیدی، سحر روان
سردم است /الهام دانشمندی
خشونت علیه زنان
تاریخچه مبارزاتی زنان
سالشمار زندگی ویرجینیا وولف
و ....
آدرس نشریه: shalize84@yahoo.com
« زیته» نشریه فرهنگی، هنری، اجتماعی به زبان های گیلکی و فارسی- شماره ششم.
زیته این شماره همکاری با دوستان تازه ای را تجربه می کرد. حامد آهکی ، محراب پورفرج و میر عماد موسوی به جمع ما پیوستند .
مدیر مسئول زیته بهنام پور رجب زاده است و سردبیر آن سارا ثابت.
( اشاره : زیته قبلاً توسط شورای سردبیری اداره می شد و با نزدیک شدن بچه ها به فارق التحصیلی و شدت گرفتن درسها و ... از این شماره قرار شد من سردبیر بشم . از خصوصیات زیته اینه که شناسنامه اش مدام در حال تغییره!!! )
«زیته» که محملی است برای تجربه های تازه و پدیده ء نه چندان جا افتاده ء نوشتاری کردن زبان گیلکی، در این شماره به مطالب زیر پرداخته:
وانی ویس (سرمقاله) ساراثابت
دو ته پاچ داستان / واگردان (ترجمه) محراب پورفرج
طنز (واگردان) بهنام پور رجب زاده. (داستانی از عزیز نسین)
احمدی نژاد بامو / حامد آهکی . حامد ، جسورانه نوشتن با لاتین را تجربه کرد . این روش سختیهای خاص خودش را دارد. و مطلب حامد هم اشکالات خاص خود را. اما در مجموع این کار حرکتی به سوی آینده و تجربه های حامد ، بسیار قابل طرح و بحث است.
تبریکات نوروزی (عید موبارکی) / طنزی که تینا و من به صورت :D درش آوردیم.
چای و چایکاران_ میر عماد موسوی
گیلکی بخوانیم- گیلکی بنویسیم/ امین ثنایی مقدم
بازار مج (معرفی محصولات فرهنگی)/ تینا توحیدی
جهان و بحث اقوام / سارا ثابت
معرفی شخصیت های فرهنگی ( به آذین)/ محراب پور فرج و ...
آدرس زیته: zite_zite@yahoo.com
« طرح نو » گاهنامه مستقل سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و ادبی- شماره نهم
کاری از بچه های دانشکده انسانی.
مدیر مسئول و صاحب امتیاز طرح نو فرخ فرحناک هست. که ایده های جالبی داره.
سر دبیر: رویا حاجی نصیری
دبیر فنی اجرایی: آرش پورمحک
در این شماره می خوانید:
سخن سردبیر
سوز جنگل
ظهر عاشورا
اعتیاد چیست؟
فراز هایی از اندیشه های ویتگنشتاین
قهرمان مبارزه با امپریالیزم انگلیس
بی گناه
موج شکن
شنگولستان
آسمون رو سرسری نگاه نکنین
ولنتاین
و.....
(من یه انتقاد کوچیک از بچه های طرح نو دارم. با عرض خسته نباشید و احترام زیاد به تلاش هاتون، آیا این نشریه یه کم « از هر دری سخنی» نیست؟ به نظرم اگه دوستان کمی منسجم تر عمل کنند «طرح نو» خیلی بهتر میشه.)
آدرس: www.gahnametarheno@yahoo.com
چی فکر کردیم سارا؟
چی فکر کردیم من و تو ؟
توی اون روز مه گرفته ،
که تو سرما راه افتادیم رفتیم دور دورا که دست هیچ کس بهمون نرسه.
فکر کردیم با یه کم مه، آتیش بزنیم به همه حصارا؟
یا فقط می خواستیم بپریم؟
سارا سردمه! می شنوی؟ با این چیزا آروم نمی شم.
اون همه مه، اون همه بخار،
هیچ کدوم دردی ازم دوا نمی کنه. درد آروم نمی شه. مشکل اینه که هست. هر کاری کنی نمی تونی بگی نیست. درد هست و کهنه است. درد هست و می سوزونه. زبانه می کشم. دود می شم. سیاه. سیاه. سیاه.
فکر کردیم می تونیم بپریم؟ بخندیم به ریش همه چی ؟
چی فکر کردیم ما....؟
***
...من در این گوشه که از دنیا بیرون است
آسمانی به سرم نیست
از بهاران خبرم نیست
آنچه می بینم دیوار است
آه ، این سخت سیاه
آنچنان نزدیک است
که چو بر می کشم از سینه نفس
نفسم را بر می گرداند.
ره چنان بسته که پرواز نگه
در همین یک قدمی می ماند
کورسویی ز چراغی رنجور
قصه پرداز شب ظلمانی است
نفسم می گیرد
که هوا هم اینجا زندانی است...
هوشنگ ابتهاج
***
بیا بریم یه کم اسکیس بزنیم. من می خوام یه عالمه کوچه بکشم. پنجشنبه خوبه؟
۱-
این عکس ها اینقدر عمیق بودن که یک ساعتی وقتم صرف تماشا کردنشون شد.
و آخرش به تمام معنی "مات"شده بودم. "مات" اون عکسی که ازآلنده گرفته بودند. یا اون صورت معصوم که شد نماد حرص و آز جهان صنعتی. یا اون عکسی که اوریانا فالاچی توی کتاب «زندگی، جنگ، و دیگر هیچ» اونقدر درباره اش حرف زده بود. اون مادری که در انتظار غذا بود.....
همه عکس ها تأثیر گذار بودند. زنده بودند. واقعاً امنیتم را خدشه دار کردند. و این یعنی هنر....
بازهم، بازهم یاد اون جمله معروف کاوه گلستان افتادم.
اما عکس شماره 24 خیلی وحشت آور بود.مجلس، زیر چکمه نظامی ها.....
۲-
گزارش تصویری از نمایشگاه نقاشی در گالری پویا
امروز چی دیدم؟
امروز تصویر قشنگی دیدم. تصویری ساده و بی ادعا از بغل دستی ام که نامش را نمی دانم. نامش را گفتند اما یادم نماند. بغل دستی شعری روی کاغذ نوشت و خواند. و کاغذ را روی شال گردنش گذاشت. تصویرنابی پدید آمد.
من هم نامردی نکرده دوربین را در آوردم و چک چکی راه انداختم. بغل دستی ِ رند خم به ابرو نیاورد و اندکی بعد ، شال و کاپشن را با کاغذ روی صندلی رو به رویم گذاشت که تا می توانم عکس بگیرم!
می سهم جی می مار زبان ،
تام زئنه
پيل مار امره
خاک جير ِوامختنه
نيافتنه
خيابان بيستون مئن کز کودنه
خالی تورِ جا عکس گيتنه ...
تام زئنه
Mi sahm ji mi mare zaban
Taam zeane
Pilana amra
Khaake jire vamaxtane
Niyaftane
Khiyabaan bisotune men kez kudane
khali ture ja aks gitane…
tam zeane
سهم من از زبان مادری ام سکوت است
همراه مادر بزرگ
زیر خاک ها را گشتن و
نیافتن است
کز کردن در خیابان بیستون و
عکس گرفتن از تور خالی است
سکوت است
۲۱ فوريه، روز جهانی زبان مادری گرامی باد
لينک کسانی که امروز به زبان گيلکی مطلب نوشتن:
کار بچه های لوربه مناسبت اين روز
وبلاگ گروهی گيلانيان و روز جهانی زبان مادری
ترجمه رزا از سخنرانی رئيس سازمان ملل
فرار
این تنها راهه
اگه میخوای اینجا
توی این گندآب بو نگیری
فرار کن....
« خودم به خودم»
زمستان ۸۵
بررسی اشعار کلکی در خانه فرهنگ گیلان:
شرح حال و کارنامه:
سید بیژن کلکی (خسرو شاهی)
شاعر و مردم شناس- داستان نویس
روسری سبز 1343 (با نام مستعار یاشائیل)
نیامدی اسم اب یادم رفت 1383 فرهنگ ایلیا
ترانه هایی برای آلکاپون 1383 فرهنگ ایلیا
بیژن از زبان بیژن :
ادامه مطلب



