می خواستم در این پست درباره خود وبلاگ بنویسم. اما یه توت فرنگی نه چندان وحشی از من خواسته که 5 تا تیپ شخصیتی رو نام ببرم که ازشون متنفرم. با مصداق خارجی. این دومیش کمی مشکله. با کمال میل و از سر اشتیاق می پذیرم و نوشتن درباره وبم رو به روز دیگری موکول می کنم.
من بیشتر از خصلت ها بیزارم تا آدم ها. نمی شه از آدم ها بیزار بود. گاهی با شکافتن موضوع دیگه بیزاری نمی مونه و دلسوزی یا بی تفاوتی جایگزین می شه. فکر می کنم ما از افرادی واقعاً بیزار باشیم که بیشتر در برابرشون در موضع ضعف قرار داریم.
1- از قیّم مآبی بیزارم. پند دادن دیوانه ام می کنه.(شاید به خاطر طرز تربیتم بوده که همیشه بهم حق انتخاب داده شده و حرف شنوی رو در من کم کرده.)
2- حس رقابت کور که به حسادت منجر می شه برام خیلی بیزار کننده است و متآسفانه از جمع های ادبی گرفته تا هنری و دانشگاهی این خصلت رو می بینم.این خصلت نمود های مختلفی داره که از تک تک این نمودها هم بیزارم.
3- روابطی که بر پایه منافع باشه. آدم های این تیپی معمولاً روابط گسترده و خیلی سطحی دارند. اما خودخواهی موجود در این تیپ من رو متعجب و غمگین و بعد بیزار می کنه.
4- تفریح با دیگران. دور زدن و سرکار گذاشتن افراد و بعد خندیدن به حماقت آنها.
5- نداشتن یک امضاء یا طرز فکر هر چند تکراری. به بیان دیگر تابع جو بودن. رنگ عوض کردن و از خود هیچ عقیده ای نداشتن. مثل پرچمی که با باد هر طرفی می رود.
6- دیر اعتماد می کنم. معمولاً افرادی که سریع خودمانی می شوند برایم آزاردهنده اند. حریم شخصی برایم خیلی مهم است و شکستن این حریم و صمیمیت زود هنگام خصوصاً با واژه های دوستانه و خودمانی (عزیزم،گلم،...) برایم زیاد قابل تحمل نیست. آن هم زمانی که احساس کنم پشت این واژه ها هیچ احساس واقعی نخوابیده. (یارو داره کنایه می زنه. آخرش می گه عزیزم...)
7- ندیده گرفتن شخصیت انسانی دیگران بیزار کننده است. مقابلت هر کس باشه،( با هر عقیده ای، هر طرز فکری، و هر خصوصیتی ) یک انسان است. و این مسلماً رفتار آدم رو تحت تآثیر قرار می دهد. حق نداریم بی محابا به شخصیت انسانی دیگران حمله کنیم. (این برای من یک اصل اخلاقیه)
8- و غیره
اگه کسی دوست داره بنویسه اطلاع بده تا دعوتش کنم. (خانم مشاور.تبریک به خاطر قبولی. منتظر شیرینی هستیم. نکنه شدیم سوژه یه تحقیق دانشگاهی...آره؟ در هر حال من پایه ام در راه علم جانفشانی کنم)